محمد موسوى بجنوردى
305
استصحاب ( شرح كفاية الأصول ) ( فارسى )
نقد و بررسى نظر مرحوم آخوند ( ره ) به نظر ما اشكال مرحوم آخوند ( ره ) وارد نيست . درست است كه اضافه وقتى پيش مىآيد كه مضايفات آن موجود باشند و در مثال فوق ، مضايفات هم در پايان زمان سوّم موجود مىشوند و در انتهاى زمان سوّم مىتوان شك در بعديّت و قبليّت را مطرح كرد . ليكن شك ما در حدوث احد الحادثين در زمانهاى دوّم و سوّم ، يك شكّ مستمر است و اينطور نيست كه شك فقط در پايان زمان سوّم حاصل شده باشد ؛ بلكه هم در زمان دوّم و هم در زمان سوّم سارى است . از طرفى ضابطهء اينكه ، شك به يقين سابق متّصل نباشد اين است كه يك يقين ديگر بر خلاف يقين قبلى در وسط بيايد . مثل آنكه يقين به عدم حدوث حادثين در روز پنج شنبه داشته باشيم ؛ و در روز جمعه ، اين يقين از بين برود و سپس روز شنبه شك پديد بيايد كه در اين صورت ، ديگر نمىتوان گفت اين شك ، متّصل به يقين در زمان اوّل ( پنج شنبه ) است . چرا كه در روز جمعه ، يقين سابق ( يقين در روز پنج شنبه ) از بين رفته است . امّا ، ما در اينجا ، چنين يقين بر خلافى را نداريم . در پايان آن سوّم ، نمىتوانيم بگوييم كداميك قبل و كداميك بعد است و ليكن اين به معنى عدم اتّصال شك به يقين نيست و سبب نمىشود كه بگوييم كه آن دوّم ارتباط بين آن اوّل و سوّم را قطع كرده است . بنابراين ، حقّ در مقام اين است كه نظر شيخ انصارى ( ره ) كه معتقد است كه استصحاب در مجهولى التاريخ جارى مىشود ، صحيح بوده و حرف مرحوم آخوند ( ره ) را نمىپذيريم . 3 . گاه يكى از حادثها معلوم التاريخ و ديگرى مجهول التاريخ است . حادث معلوم التاريخ از نظر تاريخ ، معلوم و مشخص است و ليكن وضعيت تقدّم و تأخّر آن نسبت به حادث ديگر كه مجهول التاريخ است ، نامشخص است . اين فرض ، معركهء آراء است . برخى مىگويند اصلا استصحاب جارى نمىشود . برخى قائل به تفصيل مىشوند و برخى نيز معتقدند كه در هر دو طرف استصحاب جارى مىشود . به عنوان مثال من يقين دارم كه مورّث در اوّل ماه مبارك رمضان فوت كرده است ، ولى تاريخ اسلام وارث بر من مجهول است كه آيا قبل از ماه مبارك رمضان بوده كه بگوييم « يرث » يا بعد از موت مورّث و بعد از ماه مبارك رمضان بوده است كه بگوييم « لا يرث » ؛ چرا كه كافر از